X
تبلیغات
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ

وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ

وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ

فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد

اُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ

مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ

اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى

فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى

السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ

یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.

زندگی نامه امام حسن بن علی ع

پنجشنبه نهم آبان 1387

آیا حضرت علی (ع) می خواست نام امام حسن و امام حسین علیهما السلام را حرب بگذرد؟

آیا حضرت علی (ع) می خواست نام امام حسن و امام حسین

علیهما السلام را حرب بگذرد؟

پرسش:
آیا حدیثی درباره امام علی (ع) بدین مضمون وجود دارد که روزی پیامبر (ص) از او پرسید نام اولین فرزندت را چه خواهی گذاشت؟ امام علی (ع) گفت: حرب سپس پیامبر او را به نام حسن سفارش کرد. همان اتفاق برای دومین بار وقتی که فرزند دوم ایشان بدنیا آمد تکرار شد و امام علی (ع)‌دوباره گفت حرب، دوباره رسول خدا فرمود، نام او را حسین بگذار.

منبع پاسخ: پایگاه حوزه
پاسخ:

روایات وارده در این باب (درباره نامگذاری حضرت امام حسن (ع)) متعدد هستند از جمله آنها روایتی است که شما ذکر کرده‌اید . و در کتب عامه نیز آمده است . از جمله در کتاب تاریخ دمشق ابن عساکر جلد 14 صفحه 116، 117 سه روایت نقل شده که:

هنگامی که امام حسن (ع)‌متولد شد علی (علیه السلام) نام او را حمزه گذاشت و هنگامی که حسین (ع) متولد شد نام او را به نام عمویش جعفر نام گذاری کرد امام علی فرمود که پیامبر مرا فرا خواند و فرمود من مأمور هستم که اسم این دو پسر را تغییر دهم.

سپس همین ابن عساکر سه روایت دیگر از حضرت علی (ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود: هنگامی که امام حسن (ع) متولد شد نام او را حرب گذاشتم و بعد بقیه حدیث گذشته را می‌آورد.

و همین حدیث را اسد الغابه فی معرفه الصحابه جلد 5 صفحه 75 شماره 4688 در ضمن ترجمه و زندگینامه امام حسن (ع)  و احمد بن حنبل در مسند خود جلد 2 صفحه 115 حدیث 769 آورده اند، چنانکه این حدیث در بحار الأنوار جلد 39 صفحه 63 بدون ذکر سند آمده است ، این حدیث می‌گوید هنگامی که حسن (ع) بدنیا آمد امام علی (ع) نام او را حرب گذاشت و پیامبر بدو فرمود که نام او را حسن بگذار و هنگامی که حسین (ع) بدنیا آمد نام او را باز حرب گذاشت و پیامبر (ص) فرمود: نه، نام او حسین است.

این آن روایاتی است که این معنا را نقل کرده‌اند و این روایات  متعارض هستند چون سه روایت اول می‌گویند که نام آن دو را حمزه و جعفر گذاشت و سه روایت بعدی می گویند نام آن دو را حرب گذاشت و اما روایت بحار چون بدون سند است اعتبار و ارزشی ندارد.

بلی روایتی که مقبول است در پیش ما همان روایتی است که در اعیان الشیعه جلد 1 صفحه 562 آمده است که بیان می دارد: آنگاه که امام حسن (ع) متولد شد حضرت فاطمه به امام علی (ع) عرض کرد که نام او را بگذار امام فرمود من در نامگذاری او بر پیامبر(ص)  سبقت نمی‌گیرم... و در اسد الغابه ابو احمد عسکری آمده است که پیامبر (ص) او را حسن نام نهاد و این نام در عصر جاهلیت شناخته شده و معروف نبود.

نوشته شده توسط خادمین اهل بیت در 2:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم آبان 1387

تعداد همسران امام حسن مجتبی(ع)

تعداد همسران امام حسن مجتبی(ع)

پرسش:
امام حسن علیه السلام چند همسر داشتند. تعداد زنانی که در یک زمان داشته است چند تا بوده اند؟

منبع پاسخ: پایگاه حوزه

پاسخ:

پیرامون همسران امام حسن مجتبی علیه السلام باید بگوئیم اولا تعدد زوجات در صدر اسلام و در محیط جزیرة العرب امری متعارف بود و اسلام با تعیین شرایطی حدود آن را مشخص و آن را تائید نموده است. از نظر اسلام یک مرد در یک زمان می تواند چهار همسر دائمی داشته باشد ولی بیشتر از آن جایز نیست و این در حالی است که این مرد می تواند همسران با عقد موقت هم داشته باشد و کنیزانی از راه صحیح شرعی در اختیار داشته باشد و با همه اینها می تواند رابطه زناشوئی داشته باشد و حقوق زناشوئی را نیز رعایت نماید. و پیامبر اکرم (ص) و ائمه طاهرین علیهم السلام از این مسأله که امری شرعی و جایزه بوده است، استثناء نبوده اند و چه بسا در یک زمان بیش از  یک همسر دائم داشته اند و همسرانی هم بصورت متعه در اختیار داشته اند و کنیزانی نیز داشته اند. ولی آنان از تعدد زوجات به عنوان یک ابزار و وسیله برای حفظ و تقویت اسلام و اصحاب و یاران و حفظ جان خود استفاده می کردند. اگر به تاریخ نگاه کنیم همسران پیامبر اکرم (ص) یا ائمه علیهم السلام از قبائل مختلف بوده است و پیوند با آنان بمنزله سربازگیری برای یاری اسلام و شیعه بوده است نه اینکه از سر شهوترانی و جاذبه های نفسانی باشد. دلیل بر این مطلب این است که بسیاری از همسران پیامبر (ص) و ائمه طاهرین از بین زنان سالخورده و یا زنانی بوده اند که بهره ای از زیبائی نداشته و پیامبر (ص) و امام (ع) روی جهات سیاسی و اجتماعی به اینگونه ازدواج ها تن می دادند.

ثانیا درباره همسران امام مجتبی (ع) بعضی از قلم های مسموم دشمنان و افراد مغرض عددهای مختلفی را نوشته اند که از آنجایی که اسنادشان ضعیف است نمی توان آنها را قبول کرد. مضافا بر اینکه اگر تعداد ازدواجهای امام علیه السلام زیاد بود، باید فرزندان آن حضرت هم زیاد می شد. حتی اگر هر یک از همسران آن حضرت یک فرزند به دنیا آورده باشد باید عدد زیادی شود. در حالیکه اینطور نیست. و تاریخ چنین چیزی را نشان نداده که آن حضرت فرزندان زیادی داشته باشد[1].

نکته دیگری که ساختگی بودن این روایات را روشن می سازد این است که آن حضرت دشمنان زیادی داشتند که در صدد نکته گیری و خارج نمودن آن حضرت از صحنه خلافت بوده اند اگر این مطالب (داشتن بیش از صد همسر) درست بود، باید از این نکته بر علیه آن حضرت استفاده کرده و به آن حضرت بگویند چون زنان و همسران زیادی داری برای خلافت شایسته نیستی در حالیکه چنین چیزی را حتی دشمنان معاصر آن حضرت نگفته اند.

پس این افرادی که عدد های زیاد و بزرگی را برای تعداد همسران آن حضرت نقل کرده اند قولشان قابل اعتماد نیست.

همسران آن حضرت که اسمشان در تاریخ ذکر شده است عبارتند از:

1- جعده بنت اشعث.

 2- ام عبد الله که دختر شلیل بن عبدالله بوده است.

3- مادر حضرت قاسم (ع) که کنیز بوده است.

4- عایشه الخثعمیه

5- خوله الفزاریه

6- ام کلثوم دختر فضل بن عباس

7- ام اسحاق دختر طلحة بن عبدالله تمیمی

8- ام بشیر دختر ابی مسعود انصاری.

9- هند دختر عبدالرحمن بن ابی بکر

10- زنی از دختران عمرو ابن أهیم المنقوی

11- زنی از دختران زراره

12- زنی از طایفه ثقیف که فرزندی بنام عمر بدنیا آورد.

13- زنی از طایفه بنی شیبان از آل همام.

لازم به تذکر است همه این زنان دریک زمان همسر آن حضرت نبوده بلکه بعد از اینکه بعضی از دنیا رفته اند حضرت با بعضی دیگر ازدواج کرده اند[2].



[1]آنحضرت 15 فرزند داشته است. برای آگاهی بیشتر رجوع شود به :سیره معصومان ج4 سید محسن امین ص15- 16

[2]بر ای آگاهی بیشتر رجوع شود به: زندگانی امام حسن مجتبی ، سید هاشم رسولی محلاتی ، ص469-484.

نوشته شده توسط خادمین اهل بیت در 19:44 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم آبان 1387

عبدالقادر گیلانی و انتساب او به امام حسن(ع)

عبدالقادر گیلانی و انتساب او به امام حسن(ع)
پرسش:
آیا عبدالقادر گیلانی مکتب شافعی را پذیرفت؟ آیا ایشان از نوادگان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بود؟

منبع پاسخ: پایگاه حوزه

پاسخ:

عبدالقادر بن ابوصالح موسی بن یحیی گیلانی ملقب به محی الدین (متولد 407 تا 409 ه.ق و متوفای 560 ـ 561 ه.ق) امام سلسله قادریه از صوفیه است که طرفدارانش اغلب در بلاد هند و ممالک اسلامی و دیگر بلاد پراکنده‌اند.

 بگفته قاموس الاعلام و طبقات شعرانی نسبتش به امام حسن مجتبی (ع) می‌رسد وی از کبار صوفیه و مؤسس مذهب قادریه است.

 او ابتدا نزد ابو زکریا تبریزی علوم عربیت را فراگرفت و اصول را نیز در بغداد آموخت سپس به وعظ و تدریس پرداخت و شهرتی پیدا نمود. فتاوای او موافق هر دو مذهب شافعی و حنبلی است در فقه و تصوف تألیفاتی دارد مثل طریق الحق ـ الفتح الباری ـ فتوح الغیب.[i]

شاید سوال کنید که چگونه ممکن است شخصی از حیث نسب به ائمه هدی و اهل بیت گرامی پیامبر اسلام منسوب باشد و مکتبی غیر از تشیع را پذیرفته بپذیرد؟

در جواب می گوئیم: این جای هیچگونه استبعادی ندارد، کسانی بوده‌اند که ضمن انتساب ظاهری به این خاندان مؤسس مکتب‌های انحرافی و فرقه‌های ضاله و بدور از حقیقت شده‌اند.

 تاریخ زندگی سید محمد علی شیرازی (باب) و دیگران و بعضی از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) در زمان امام صادق و کاظم علیهما السلام گواه بر این مطلب است. انتساب به رسول گرامی اسلام یک افتخار است ولی هرگز مصونیت فکری و اخلاقی نمی‌آورد.

" إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ ".

" گرامی‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست"


[i] سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 7، ص 225
نوشته شده توسط خادمین اهل بیت در 19:42 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم آبان 1387

ازدواج حضرت قاسم در شب عاشورا

ازدواج حضرت قاسم در شب عاشورا
پرسش:
می‌خواهم بدانم که داستان ازدواج حضرت قاسم در شب عاشورا از کجا آمده است؟

منبع پاسخ: پایگاه حوزه
پاسخ:

آنچه از کتب معتبره برمی‌آید اینست که: دامادی حضرت قاسم در کربلا و تزویج او با فاطمه بنت الحسین صحت ندارد. به علاوه امام حسین (ع) دو دختر داشته است، یکی بنام سکینه که بفرموده شیخ طبرسی، امام حسن (ع) او را بعقد عبدالله بن الحسن (ع) در آورده ولی پیش از زفاف، عبدالله به شهادت رسید و دیگری بنام فاطمه که زوجه حسن مثنی بوده و در کربلا هم حضور داشت،

 و امام حسین (ع) دختر دیگری نداشته تا حضرت قاسم با او ازدواج نماید.

و اگر با استناد به بعضی از کتب برای امام دختری دیگر هم ثابت شود آن دختر فاطمه صغری بوده که در کربلا نبوده و در هنگام حادثه کربلا در مدینه حضور داشت.

محدث نوری در کتاب لؤلؤ و مرجان می‌فرماید: بمقتضای تمام کتبی که معتبره‌اند و در فن حدیث و انساب و سیر نوشته شده است، نمی‌توان برای حضرت سیدالشهداء دختر قابل تزویج بی‌شوهری پیدا کرد که این قضیه با قطع نظر از صحت و سقم آن بحسب نقل، وقوعش ممکن باشد و

اما قضیه زبیده و شهربانو و قاسم ثانی در خاک ری و اطراف آن که در السنه عوام دائر شده ، از خیالات واهیه است و شواهد کذب بودن آن بسیار است و تمام علمای انساب متفقند که از قاسم بن الحسن نسلی باقی نمانده است.
نوشته شده توسط خادمین اهل بیت در 19:39 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم آبان 1387

حسن مثنى يادگار امام

حسن مثنى يادگار امام
نویسنده:عبدالكريم پاك‏نيا

ديباچه

گاهى براى انسان اين سؤال پيش مى‏آيد كه: اين همه اخبار تاريخى و نكات ريزى كه 1400 سال پيش از منطقه جنگى كربلا به ما رسيده، چگونه به سينه تاريخ سپرده شده و به نسلهاى بعدى انتقال يافته است. آن چنان كه ما امروزه با خواندن و شنيدن اين روايات مى‏توانيم منظره غمبار و افتخار آفرين «عاشورا» را در ذهن خود به تصوير كشيده و مجسم كنيم. در حالى كه بزرگ‏ترين و پرشورترين حوادث جهان و جنگهاى گسترده در طول تاريخ، از اين ويژگى برخوردار نيستند و چنين تاريخ روشن و زنده‏اى ندارند.

بدون ترديد وجود خانواده و بستگان امام حسين عليه‏السلام در صحنه كارزار كربلا، عامل عمده‏اى در انتقال اخبار و وقايع جانسوز آن به شمار مى‏آيد؛ همچنين انتقال گزارشهايى توسط سربازان دشمن و احياناً رهگذران و مسافران، جاى انكار نيست. اما از لابه لاى تاريخ در مى‏يابيم كه علاوه بر اين عوامل، ايثارگران فداكارى نيز در نشر و گسترش اخبار عاشورا دخيل بوده‏اند و به نقش حسن مُثَنّى در رساندن اخبار و گزارشهاى حماسه عاشورا به نسل‏هاى بعدى پى مى‏بريم. او كسى است كه در مبارزه با دشمنان ارزشهاى دينى، همانند ساير ياران امام حسين عليه‏السلام حماسه‏ها آفريده و از حريم عموى بزرگوارش حضرت اباعبداللّه عليه‏السلام با تمام وجود دفاع كرده است؛ اما دست تقدير و شدت جراحات وارده موجب شده است كه او بعد از آن همه جانبازى، از آن پيكار سهمناك جان سالم به در برده و بعد از بازيابى سلامت خويش، به عنوان شاهد صادقى، ديده‏ها و شنيده‏هاى خود را به ديگران بازگو كند.

با مرورى اجمالى به مقاتل و منابع تاريخى چنين به دست مى‏آيد كه شش تن از پسران امام حسن مجتبى عليه‏السلام به نام‏هاى حسن بن الحسن، قاسم بن الحسن، عبداللّه بن الحسن، عمرو بن حسن، عبدالرحمن بن حسن و ابوبكر بن حسن، به همراه امام حسين عليه‏السلام به سوى كربلا حركت كردند. عبدالرحمن در منطقه ابواء از دنيا رفت، قاسم و عبداللّه و ابوبكر در روز عاشورا به شهادت رسيدند. عمرو بن حسن نيز چون كودكى بيش نبود، به همراه زنان و دختران به اسارت رفت. اما حسن بن حسن كه به «حسن مُثنّى» معروف است، در جنگ نابرابر با دشمن به شدّت مجروح شد و به يارى خداوند متعال از دست سربازان عمر بن سعد نجات يافته و به عنوان روايتگر وقايع و حوادث عاشورا بر مسئوليت حساس خود عمل نمود.

باتوجه به شخصيت ارزنده اين رادمرد عاشورايى، در اين نوشتار كوتاه به بررسى و شرح حال حسن مثنّى مى‏پردازيم.

حسن مثنّى يكى از تربيت يافتگان دامان فضل و كرامت مى‏باشد. مادر وى، خوله، دختر منظور فزاريه است. او در اثر تربيت پدر بزرگوارش حضرت مجتبى عليه‏السلام به كسب كمالات آسمانى و فضايل معنوى نائل شد و همانند برادرش متولّى صدقات و موقوفات جدّ بزرگوارش على عليه‏السلام گرديد. حسن مثنّى جوانى پاك سيرت و نيكو صورت بود كه شخصيت والاى خود را به فضائل و كمالات انسانى آراسته و مورد تكريم و اعتماد عموم مردم قرار گرفته بود. ازدواج وى با دختر امام حسين عليه‏السلام ، كه با صلاحديد آن حضرت انجام شد، به افتخارات وى افزود و همراهى‏اش با كاروان كربلا و شركت در آن حماسه تاريخى نام وى را در رديف ايثارگران و فداكاران راستين تاريخ اسلام قرار داد و به عنوان يكى از ياران با وفاى سرور و سالار شهيدان قلمداد شد.

او بعد از مبارزات سختى كه با تمام وجود در مقابل لشكر يزيد انجام داد، به شدّت زخمى شده و به اسارت دشمن در آمد. يكى از سربازان عمر بن سعد به نام ابى‏حسان اسماء بن خارجه فزارى، كه از بستگان مادرش نيز بود، او را از اسارت دشمن نجات داده و در منزل خويش در كوفه به مداواى وى همت گماشت و پس از بهبودى، او را به مدينه روانه كرد. بعد از بازگشت اسراى كربلا به مدينه، حسن مثنّى همچنان با همسر فداكارش فاطمه بنت الحسين زندگى مى‏كرد تا اينكه به دستور عبدالملك بن مروان (از خلفاى اموى) مسموم گرديده و در 35 سالگى به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع مدفون شد.1

برخى از ويژگى‏ها و امتيازات اين جوان برومند هاشمى را مى‏توان در موارد زير خلاصه نمود:

داشتن پدرى شايسته

حسن مثنّى به داشتن پدرى نمونه و مربّى عالى‏قدرى مفتخر بود كه رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم او را جانشين راستين خود دانسته و مخالفتش را، مخالفت با خود تلقّى كرده و در مورد او فرمود:

«و امّا الحسن فانّه ابنى و ولدى و منّى و قُرَّةُ عينى و ضياءُ قلبى و ثمرةُ فؤادى و هو سيّدُ شبابِ اهل الجنّة، و حجّة‏اللّه على الامّة، امرهُ امرى و قولُهُ قولى، مَنْ تَبِعَهُ فانّه منّى و مَن عصاهُ فليس منّى2؛ حسن پسر و فرزند من است، او از من است، او نور چشم و روشنايى قلب من است، او ميوه جان من است. او سيّد و سرور جوانان اهل بهشت است. او حجّت خدا بر امت من مى‏باشد. دستور او دستور من، و سخن او سخن من است. كسى كه از او پيروى كند، او از من است و كسى كه با او مخالفت كند، از من نيست.»

حضرت مجتبى عليه‏السلام از شدت علاقه‏اى كه به اين فرزند داشت، نام او را همنام خودش قرار داد.

در عرصه دانش حديث

حسن مثنّى علاوه بر امتيازات ويژه‏اى كه داشته است، به عنوان يك محدّث در سلسله اسناد برخى روايات قرار دارد. احاديث وى در موضوعات اجتماعى، اخلاقى و آداب معاشرت مى‏باشد. در اينجا چند مورد از روايات وى را مى‏خوانيم:

1. حسن مثنّى از جدّش رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نقل مى‏كند كه:

مَن عال اهل بيتٍ من المسلمين يومهم و ليلتهم غفراللّه ذنوبه3؛ هركس يك شبانه روز يك خانواده مسلمان (نيازمند) را سرپرستى كند، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد.

2. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود:

من اجرىَ اللّه على يده فرجاً لمسلمٍ، فرّج اللّه عنه كرب الدّنيا و الآخرة4؛ خداوند متعال به دست هركسى گشايشى را در گرفتارى يك مسلمانى جارى سازد، غصه‏هاى دنيا و آخرت آن فرد خدمتگزار را بر طرف خواهد نمود.

3. رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود:

حيثُما كنتم فصلُّوا علىّ فَاِنّ صلاتكم تبلُغنى5؛ هركجا باشيد، بر من صلوات بفرستيد؛ چرا كه درودها و سلام‏هاى شما به من مى‏رسد.

حسن مثنّى روايات خود را از پدرش امام حسن مجتبى عليه‏السلام و همسرش فاطمه بنت الحسين عليه‏السلام و عبداللّه بن جعفر بن ابى‏طالب نقل كرده است. و روايات وى را نيز فرزندش عبداللّه محض و عموزاده‏اش حسن بن محمد بن الحنفيه نقل نموده‏اند.

پيوند مبارك

حسن مثنّى هنگامى كه به سنّ ازدواج رسيد، براى خواستگارى به نزد عمويش امام حسين عليه‏السلام آمد و خواسته‏اش را به حضرت اظهار داشت. امام حسين عليه‏السلام به او فرمود: پسرم! من از تو چنين انتظارى را داشتم، برخيز و با من بيا. و آنگاه يادگار برادر را به منزل آورد و او را در انتخاب يكى از دخترانش (فاطمه يا سكينه) آزاد گذاشت. اما شرم و حياء مانع شد كه او حرف دلش را بزند. به اين جهت، امام حسين عليه‏السلام به وى فرمود: دخترم، فاطمه را انتخاب كن كه از جهاتى شبيه مادرم فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏باشد. سپس او را به همسرى حسن بن حسن درآورد. ثمره اين ازدواج پنج فرزند بود:

1. عبداللّه محض؛

2. ابراهيم غمر؛

3. حسن مثلّث؛

4. زينب؛

5. امّ‏كلثوم.

فاطمه بنت الحسين از بانوان فداكار عاشورايى است كه مسئوليت‏هاى مهمّى را در اين قيام با شكوه به سامان رسانده است. نقل وقايع حساس حادثه عاشورا، همراهى با اسراى سرافراز كربلا، شايستگى تحمل برخى از وصيت‏ها و سفارشهاى پدرگرامى‏اش در روز عاشورا، از جمله مسئوليت‏هاى اين بانوى قهرمان مى‏باشد. همچنان كه امام باقر عليه‏السلام فرمود:

چون هنگام شهادت امام حسين عليه‏السلام فرارسيد، دختر بزرگ خود فاطمه را طلبيده و نامه‏اى پيچيده به او داد و وصيت‏هاى ظاهرى و باطنى خود را به او كرد (اين در حالى بود كه على بن الحسين عليهماالسلام سخت بيمار بود.) فاطمه بعد از بهبودى برادرش امام سجاد عليه‏السلام ، آن نامه را به وى تقديم كرد. فاطمه بنت الحسين، همسر فداكار حسن مثنّى، افزون بر تلاش‏هاى مهمّى كه در سفر كربلا به انجام رسانيد، در شهر كوفه در حالى كه ميان اسراء بود، خطابه غرّا و افشاگرانه‏اى نيز ايراد كرده و ستمگران را بيش از پيش رسوا نموده و همه را تحت تأثير قرار داد. خطابه وى حكايت از نهايت فصاحت و بلاغت اين بانوى عصمت و طهارت دارد.6

فاطمه بنت الحسين عليهماالسلام بسيارى از وقايع ريز و درشت از كربلا را براى آيندگان بازگو كرد. چرا كه او از زمان خروج كاروان حسينى از مدينه تا برگشت به مدينه، همه جا حضور داشت و نظاره‏گر بسيارى از وقايع بوده است. او شريك غم و همدم عمّه‏اش زينب كبرى عليهاالسلام بود. فاطمه آن چنان شكيبايى و توانايى روحى و روانى داشت كه سخت‏ترين لحظات عرصه‏هاى مبارزه را مشاهده و تحمل نمود. اين شير زن تاريخ را مى‏توان در پايدارى و مقاومت، به عمّه‏اش زينب كبرى عليهاالسلام تشبيه نمود. او بانويى شريف، محدّث و اهل ذكر، شب‏زنده دارى و عبادت بود و روزها روزه مى‏گرفت. در يك كلام فاطمه بنت الحسين عليهماالسلام از جمال ظاهرى و كمال باطنى برخوردار بود. از سخت‏ترين لحظات زندگى فاطمه، زمانى بود كه در دربار يزيد، يكى از وابستگان حكومتى، از يزيد خواست كه فاطمه را به عنوان كنيز به وى ببخشد و اين عمل با اعتراض شديد حضرت زينب عليهاالسلام رو به رو شد و آن را به كفر يزيد نسبت داد. فاطمه بعد از بازگشت به مدينه مدتى با همسرش زندگى كرد و بعد از فوت حسن مثنّى، يك سال تمام بر سر قبر او خيمه‏اى برافراشت و براى شوهرش مجلس ماتم بپا داشت. او زمان امام صادق عليه‏السلام را درك نموده و در سال 117 ق. و در 70 سالگى در مدينه از دنيا رفته و در بقيع مدفون شد.

پرورش فرزندان مبارز

با مرورى اجمالى به كتاب‏هاى تاريخى، مشخص مى‏شود كه نسل امام حسن مجتبى عليه‏السلام توسط دو فرزندش زيد و حسن مثنّى تداوم يافته است و همه «سادات حسنى» به اين دو بزرگوار نسب مى‏رسانند. اما اكثر رهبران طاغوت ستيز در دوران خلفاى عباسى از فرزندان و نوادگان حسن مثنّى مى‏باشند. پسران او عبارتند از:

1. حسن مثلّث

او از مبارزان سرسخت دوران منصور عباسى است كه بعد از مقابله جدّى با دستگاه طاغوتى منصور دوانقى، در زندان او درگذشت. حسين بن على، معروف به «شهيد فخّ» نوه اوست كه به همراه جمعى از علويان قيام كرده و در منطقه فخّ به شهادت رسيد.7

2. داود

داود، برادر رضاعى امام صادق عليه‏السلام است. وى به خاطر مخالفت با دستگاه استبدادى منصور به زندان افتاد. مادرش حبيبه رومى، به جهت رفع گرفتارى فرزندش، به محضر امام صادق عليه‏السلام شرفياب شده و چاره خواست. حضرت صادق عليه‏السلام نيز اعمالى را به وى تعليم داد كه بعدها به «عمل امّ داود» معروف شد. اين عمل را در نيمه رجب به جاى مى‏آورند.8 آن بانوى مكرّمه با انجام عمل امّ‏داود، زمينه آزادى فرزندش را از سياه چال‏هاى منصور دوانقى فراهم آورد. داود با امّ‏كلثوم دختر امام سجاد عليه‏السلام ازدواج كرد و در 60 سالگى در مدينه از دنيا رفت. وى جدّ سادات «بنى‏طاووس» نيز محسوب مى‏شود و نسب سيد على بن طاووس، عارف و فقيه پُرآوازه قرن هفتم و صاحب كتاب معروف «اقبال» و دهها اثر ارزشمند ديگر، با 13 واسطه به داود بن حسن مثنّى مى‏رسد.9

3. ابراهيم الغمر

او پدر بزرگ ابراهيم طباطبا، جدّ «سادات طباطبايى» است. سلسله نسب وى چنين است: ابراهيم طباطبا بن اسماعيل ديباج بن ابراهيم الغمر بن حسن مثنّى.

4. عبداللّه محض

او را «عبداللّه كامل» نيز گفته‏اند. مادر وى فاطمه بنت الحسين عليهماالسلام است. عبداللّه كه در صفات عالى انسانى همچون: جمال، سخاوت و كرامت شباهت تامّى به حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم داشت و از طرف پدر و مادر فاطمى و علوى بود، به عبداللّه محض، عبداللّه كامل و شيخ بنى‏هاشم موسوم گرديد. از مشهورترين فرزندان عبداللّه محض، محمد نفس زكيه است كه در مدينه بر ضدّ منصور دوانقى خروج كرده و در منطقه «احجار الزيت» به شهادت رسيد. عبداللّه بن حسن مثنّى يكى از راويان خطبه فدكيه حضرت فاطمه عليهاالسلام نيز به شمار مى‏آيد.10 اين شخصيت پاك سيرت، برخى از حوادث عاشورا را از پدر و مادرش نقل كرده است كه روايت ذيل، يكى از آنهاست:

شيخ صدوق در امالى مى‏نويسد: عبداللّه بن حسن مثنّى از مادرش فاطمه بنت الحسين عليهماالسلام چنين نقل مى‏كند: روز عاشورا بعد از شهادت پدرم امام حسين عليه‏السلام دشمن براى غارت به خيمه‏ها حمله كرد، عده‏اى از آنها به خيمه ما هجوم آوردند و من كه دختر نوجوانى بودم، با حالتى بهت زده به آنان مى‏نگريستم؛ يكى از آنان در حالى كه گريه مى‏كرد، دو خلخال زينتى را از پاى من درآورد. گفتم: اى دشمن خدا، تو با اين غارتگرى و قساوت چرا گريه مى‏كنى؟ او پاسخ داد: چگونه گريه نكنم و حال آنكه من زيور آلات دختر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را غارت مى‏كنم!

گفتم: اگر كار زشتى است، انجام نده. او گفت: اگر من اين كار را نكنم، ديگرى اين كار را خواهد كرد.11

از ديگر پسران حسن مثنّى؛ جعفر، عباس، محمد و ابراهيم هستند و نام دختران او زينب، امّ‏كلثوم، رقيه و فاطمه است.

حسن مثنّى در كلام دانشمندان

1. سيد بن طاووس، كه خود از نوادگان حسن مثنّى است، در مورد عظمت جدّش مى‏نويسد:

«در ميان اصحاب و ياران پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم هيچ كس به اندازه على عليه‏السلام فرزندان شريف و بزرگوارى نداشت و اولاد هيچ كدام در فضائل و مناقب به درجه او نمى‏رسد. بعد از اينكه از مقام حسنين ـ كه سرور جوانان اهل بهشت اند ـ بگذريم، در ميان اولاد حسن عليه‏السلام افراد با شرافتى همچون: حسن مثنّى، حسن مثلّث، عبداللّه بن مثنّى و محمد نفس زكيه وجود دارد و در ميان اولاد امام حسين عليه‏السلام ، بزرگوارانى همچون: امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام كاظم و امام رضا عليهم‏السلام و... ديده مى‏شوند كه هر انسان با انصافى به فضائل و مناقب والاى آنان معترف است تا آنجايى كه عارفان برجسته‏اى همچون: ابويزيد بسطامى به سقايى منزل امام صادق عليه‏السلام افتخار مى‏كرده و معروف كرخى به دربانى حضرت رضا عليه‏السلام بر خود مى‏باليد و اين چنين فرزندانى كجا براى ساير اصحاب يافت مى‏شوند.»12

2. ابن عنبه، شخصيت شناس معروف قرن نهم:

«كنيه حسن مثنّى ابومحمد و مادرش خوله دختر منظور بن زبان است. او كه در عصر خود متولّى موقوفات على عليه‏السلام بود، در ايفاى نقش و مسئوليت خطير خويش كمال همّت و تلاش را به كار برد. هنگامى كه عمر بن على از او درخواست كرد كه وى را نيز در توليت موقوفات اميرالمؤمنين عليه‏السلام شريك گرداند؛ حسن مثنّى نپذيرفت و به او گفت: به خدا سوگند! من سفارش‏ها و شرائطى را كه جدّم على عليه‏السلام قرار داده است هيچگاه تغيير نخواهم داد. چرا كه او شرط كرده است متولّى موقوفات خيريّه وى فقط فرزندان فاطمى‏اش باشند نه غير آنان.»13

3. شيخ مفيد نيز در اين مورد چنين مى‏نويسد:

«حسن مثنّى شخصيّتى جليل القدر، سرآمد خوبان روزگار، اهل فضل و تقوا و پارسايى و متولّى صدقات و امور خيريّه جدّش اميرمؤمنان على عليه‏السلام در عصر خود بود.»

آنگاه به نقل ماجراى وى با حجّاج بن يوسف اشاره كرده است و حضور وى را در حماسه كربلا مى‏ستايد و در ادامه مى‏گويد:

«او با دختر امام حسين عليه‏السلام ازدواج كرد و در 35 سالگى از دنيا رفت.»14

پى‏نوشت‏ها:
1. بحارالانوار، ج 44، ص 167؛ معجم رجال الحديث، ج 5، ص 289.
2. بحارالانوار، ج 28، ص 39.
3. امالى، شيخ طوسى، ص 585؛ اعيان الشيعه، ج 5، ص 46.
4. امالى، ص 585.
5. اعيان الشيعه، ج 5، ص 46.
6.زندگانى‏امام‏حسين(ع)،رسولى‏محلاتى،ص554.
7. تاريخ ابن خلدون، ج 3، ص 280وج4،ص12.
8. ر.ك: مفاتيح الجنان.
9. امالى، صدوق، ص 228، مجلس 30.
10.رساله‏اسديه،ص45وبحارالانوار،ج14،ص37.
11. رساله اسديه، ص 30 و 31؛ تاريخ ابن خلدون، ج 4، ص 98؛ بلاغات النساء، ص 12.
12. الطرائف، ص 520.
13. عمدة الطالب فى انساب آل ابى‏طالب، ص98.
14.ارشاد، ج 2، ص 26.


نوشته شده توسط خادمین اهل بیت در 19:37 |  لینک ثابت   •